پسرک گوش به حرفم که نمیکند فوری توی ذهنم یک شکلات می آورم و بهش میگویم:
اگه این کارو بکنی یه چیز خوشمزه بهت میدم.
و او هر بار با شوقی وصف نشدنی حرفم را گوش میکند، به سویم میدود و میپرسد: چی مامان؟
داشتم فکر میکردم که تو، هزار و چهارصد سال است که داری به من میگویی:
"فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ "
پ.ن: کاش از پسرک یاد بگیرم شوق دویدن را ...
اگه این کارو بکنی یه چیز خوشمزه بهت میدم.
و او هر بار با شوقی وصف نشدنی حرفم را گوش میکند، به سویم میدود و میپرسد: چی مامان؟
داشتم فکر میکردم که تو، هزار و چهارصد سال است که داری به من میگویی:
"فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِیَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ "
پ.ن: کاش از پسرک یاد بگیرم شوق دویدن را ...
توسط: قاصدک های سوخته روز شنبه 89 مهر 10